X
تبلیغات
تابستان کودکی
دورها آوایی است که مرا می خواند...

ریشه نام تُنِکابُن ( شهسوار )

 

تنکابن شهری در استان مازندران است . نام پیشین آن شهسوار است .البته تا سال 1310 هجری شمسی که آبادی کوچکی بود خرّم آباد نام داشت و هنگامی که پیشرفت کرد و شهر مهمّی شد دوباره شهسوار نامیده شد و پس از انقلاب سال 1357 دوباره به نام پیشین خود تنکابن برگشت .

 

اهالی این شهرستان به فارسی و گویشهای مازندرانی و گیلکی سخن می گویند و شیعه دوازده امامی اند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 26، ص 155 )

 

در باره ریشه نامگذاری آن چند سخن گوناگون وجود دارد :

 

1- برخی گویند : پسوند بُن که در زبان مازندرانی بِن تلفظ می‌شود به معنی پایین است و در نام های بسیاری در مازندران وجود دارد. پس تنکابن به معنی پای یا زیر تنکا می‌باشد.

 

2- برخی نیز گویند :  تنکابن یا « تنک آب بن » یعنی جایی که جلگه ساحلی دریای مازندران تُنُک می‌شود. تنک به زبان محلی به معنی اندک و کم پشت است که در کردی نیزهنوز به کار می رود . آن بخش از کناره دریا که با پهنای کمی از بن آب نمایان شده « تنک آب بن» یا تنکابن نام گرفته است .

 

3- برخی هم می گویند :  به دلیل تابستان شرجی و سخت و زمستان سرد از واژه « تن کاه » به معنی « کاهنده تن » برای تعبیر سختی از « تن کاه بن » به « تنکابن » درآمده است.

 

4- شاید نخستین بار در پایان سده نهم ، مرعشی در تاریخ گیلان و دیلمستان از ناحیه و مملکت تنکابن نام برده است (1347ش ، ص 27ـ 28). و شاید این نام برگرفته از نام «قلعه تُنکا» (ظاهراً نزدیک قلعه گردن کنونی) ــ که اولیاءاللّه آملی در 764 آن را در تاریخ رویان (ص 147) نوشته ــ گرفته شده است . به نوشت رابینو (ص 231، یادداشتها و حواشی )، تنکابن به معنای «پایین تنکا» است .

 

5- ایرج افشار سیستانی نیز می گوید : نام این شهر پیش از روی کار آمدن صفویّه « تُنُکا » بوده است و از دوران صفویّه تا 1209 هجری قمری که آغا محمّدخان قاجار به پادشاهی رسید «فیض» نامیده می شده است . در دوران قاجاریّه و روزگار آغامحمّدخان به « شاه سوار » و « شهسوار» کوچک شده شاهسَوار سرشناس شده است . ( پژوهش در نام شهرهای ایران ، صفحه 254 )

 

امّا در باره ریشه نام شهسوار :

 

در باره دلیل نام گذاری شهسوار داستانی زبانزد مردم است . هنگامی که آغا محمد خان قاجار از سفر گیلان بر می گشت ؛  کاروان او شبی را در روستایی کنار دریا گذراندند.

 

فردای آن روز وقتی آغامحمد خان با همراهانش آن جا را ترک می کند پیشکارش پی می برد چیز ارزشمندی را در جایی که شب را گذرانده بودند جا گذاشته اند و چون کسی نام آنجا را نمی دانست به پیک می گوید : « همان جا که شاه سوار شد .»  بعدها با توجّه به این جمله این سرزمین ( شاه سوار) یا (شهسوار) نام گرفت .

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 توسط عباس رحمانی
    

اسلایدر

دانلود فیلم